السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
492
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّه لا يَرْضى عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ » ) * در آيه قبلى مىفرمود : اين سوگند ايشان براى اين است كه بدين وسيله شما را از خود منصرف كنند ، و اينك در اين آيه مىفرمايد : سوگند مىخورند تا علاوه بر آن ، شما را از خود راضى هم بكنند ، و شما مقصود اولى ايشان را عملى بكنيد يعنى متعرضشان نشويد ، براى اينكه ايشان پليدند ، و براى ايمان و آن قداست و طهارتش سزاوار نيست كه متعرض پليديهاى نفاق و دروغ و قذارت كفر و فسق گرديد ، و ليكن مقصود دومى ايشان را به هيچ وجه عملى نكنيد و بدانيد كه اگر هم شما از آنها راضى شويد خداوند از آنها براى آن فسقى كه دارند راضى نخواهد شد ، و خداوند از مردم فاسق راضى نمىشود . پس ، منظور اين است كه : اگر شما از ايشان راضى شويد از كسانى راضى شدهايد كه خداوند از ايشان راضى نيست ، و رضايت شما بر خلاف خوشنودى خداست ، و براى هيچ مؤمنى سزاوار نيست از چيزى كه مايه سخط و غضب خداست راضى شود . اين نوع تعبير در رساندن مطلب بليغتر و رساتر است تا اينكه تصريح كند و بفرمايد : از منافقين راضى نشويد . بحث روايتى در الدر المنثور در تفسير جمله * ( « فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ » ) * آمده كه ابن ابى حاتم از جعفر بن محمد از پدرش ( ع ) روايت كرده كه فرمود : جنگ تبوك آخرين جنگى بود كه رسول خدا ( ص ) در آن شركت جست ، و آن را به مناسبت اينكه در آيه شريفه فرموده : * ( « قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ » ) * غزوه حر و غزوه عسرت نيز ناميدهاند « 1 » . و نيز در آن كتاب است كه ابن جرير ، ابن ابى حاتم و ابن مردويه از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) مردم را دستور داده بود تا با او حركت كنند و چون اين واقعه در تابستان رخ داد و هوا گرم بود عده اى گفتند : يا رسول اللَّه ! هوا بسيار گرم است و ما طاقت بيرون رفتن نداريم و شما نيز بيرون نرويد . خداى تعالى در پاسخشان فرمود : « بگو آتش جهنم داغتر و سوزانتر است ، اگر مىفهميديد » و رسول خدا ( ص ) را دستور داد تا بيرون رود « 2 » .
--> ( 1 و 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 265